عقد وکیل به عنوان فضولی در صورت نسیان و جهل به وکالت

عقد وکیل اگر از روی التفات و علم به وکالت محقق شود، بی‌شکّ به موکِّل منتسب است و فضولی محسوب نمی شود؛ امّا اگر شخصی به عنوان فضولی عقدی را منعقد کند و بعداً معلوم شود که وکیل بوده است، در حکم آن اختلاف شده که آیا صحیح و لازم است یا متوقف بر اجازه است؟  مرحوم سید یزدی دو فرض در این مسأله مطرح کرده است: فرض اول: نسیان وکالت و انشاء عقد به عنوان فضولی فرض اول  اینکه وکیل وکالت را فراموش کرده و آن را به عنوان فضولی -با اعتقاد به توقف صحت شرعی عقد بر اجازه- انشا کند؛ صحّت این عقد نزد فقها مسلّم است...

ادامه مطلب...

عقد زن توسط دو وکیل برای دو نفر - بخش اول

زنی دو نفر را وکیل کرده تا او را تزویج کنند، وکیل اول او را به زید و وکیل دوم به عمرو تزویج کرده است؛ مرحوم سیّد فرموده که اگر سبق یکی از عقدها زماناً معلوم باشد فقط عقد سابق صحیح است؛ زیرا با فعلیّت یافتن اوّلی، موضوع دوّمی منتفی می‌شود  و عرف صحّت عقد اول را به نحو شرط متأخّر، مشروط به این نکرده که عقدی منافی با آن واقع نشود. و اگر دو عقد، مقارن باشند هر دو باطل می­باشند و اگر شک در سبق و اقتران باشد نیز فرموده­اند که محکوم به بطلان است و مانند صورتی است که یقین به اقتران دارد؛ زیرا شک در...

ادامه مطلب...

تنازع زوجین در مهریه

اختلاف در اصل مهر قبل از دخول[1] درباره مهریه در عقد نکاح دائم، ممکن است اختلافاتی بروز کند. از جمله این اختلافات، اختلاف در اصل مهر است. در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت:   مقصود از اصل مهر محقق در شرایع می‌فرماید در صورتی که زن و شوهر در اصل مهر اختلاف کردند، قول، قول شوهر است، به شرط آنکه قسم بخورد.[2] اما بحث در این است که منظور از «اصل مهر» چیست؟ محقق حلّی اولین فقیهی بوده است که در دو کتاب «شرایع» و «نافع»[3] از چنین اصطلاحی استفاده کرده است. پیش از ایشان، شیخ در...

وضعیت عقد در ضرر صغیر یا صغیره در مهریه

در صورتی که ولی، دختر صغیره‌اش را به كمتر از مهر المثل تزويج كرد، چنانچه به جهت امتيازاتى كه در طرف مى‌باشد، مصلحت آن را اقتضاء كند، عقد نافذ و مهر صحيح است. همانطور که ممکن است شخصی به جهت مصالحی خانه‌ای را گران‌تر بخرد و یا به دلیل نیاز فوری به پول، ارزان‌تر بفروشد. ولى اگر از اين جهت مصلحتى در بین نبود، وضعیت اصل مهر و اصل عقد چگونه خواهد بود؟ همین بحث در جهت زوج نیز مطرح است. به این معنا که اگر ولی صغیر، دختری را به بیش از مهر المثل آن دختر برای صغیر...

تصویر حرمت ازدواج زوج صغیر با دختر زوجه صغیره‌اش

مرحوم سیّد در فرضی که فضولی، صغیر و صغیره را به یکدیگر تزویج کند و  یکی از آنان پس از بلوغ و قبل از اجازۀ دیگری، عقد را اجازه کند و فوت شود، فرموده است که اگر دیگری بعد از بلوغ، عقد را اجازه کند و قسم بخورد که به طمع به دست آوردن مال _ ارثیه یا مهر _ عقد را امضاء نکرده، تمام آثار زوجیت از زمان انشاء عقد مترتّب می­شود؛ به عنوان مثال اگر صغیره فوت شود زوج از او ارث می­برد و باید مهر همسر خود را به ورثۀ او بپردازد و مادر و دختر...

ابو همام

:::

یکی از کُنای مشترک در روایات «ابو همام» مشترک بین دو نفر است که یک طرف این اشتراک «اسماعیل بن همام» است که مرحوم برقی[1] تعبیر بصری برای او به کار برده است و از اصحاب امام رضا‏ (علیه السلام) است و یقینا ثقه است. چند نکته در خصوص «ابوهمام» مشترک مسلم است که به آنها اشاره می‌کنیم:

نکته اول: ابوهمامِ ناقل از «حَکَم بن بهلول» اسماعیل است

با مراجعه به کمال الدین[2] و خصال[3]  مرحوم صدوق به دست میآید که «ابوهمام»ی که حَکَم بن بهلول او نقل می‏کند «اسماعیل بن همام» است[4].

نکته دوم: طبقه‌ی «اسماعیل بن همام»

در کافی[5] و محاسن برقی[6]  نقل «اسماعیل بن همام» از «علی بن جعفر» وجود دارد[7] لذا «اسماعیل بن همام» قطعا از نظر طبقه متأخر از «علی بن جعفر» و در رتبه شاگردان او به شمار می‏رود.

از طبقه شاگردان «اسماعیل بن همام» روشن می‏‌شود که او از رجال سنه‏های ۲۲۰ ـ ۲۳۰ یعنی از اصحاب حضرت امام رضاعلیه السلام بوده هر چند که مرحوم برقی[8] او را جزء اصحاب حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام ذکر کرده است[9].[10]

نکته سوم: نقل بی واسطه‌ی «یعقوب بن یزید» از ابو همام

یعقوب بن یزید همواره بلا واسطه از ابو همام نقل کرده است[11].



[1] . المحاسن، ج‏۲، ص: ۴۴۲،« ۳۱۱ عَنْهُ عَنْ أَبِی الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی هَمَّامٍ إِسْمَاعِیلَ بْنِ هَمَّامٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَر...».

[2] . کمال الدین و تمام النعمة، ج‏۱، ص: ۲۸۴، ح ۳۷،« ِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَکَمُ بْنُ بُهْلُولٍ الْأَنْصَارِیُّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ هَمَّام‏».

[3] . الخصال، ج‏۱، ص: ۴۱، ح ۳۰،« حَکَمِ بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ هَمَّام‏».

[4] . کتاب: خمس، سال: دوم(۷۵-۷۶)، جلسه: ۱۰۸.

[5] . الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۵، ص: ۴۹۷،« ۴- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ‏ بْنِ‏ هَمَّامٍ‏ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:...».

[6] . المحاسن، ج‏۲، ص: ۴۴۲،« ۳۱۱ عَنْهُ عَنْ أَبِی الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی هَمَّامٍ إِسْمَاعِیلَ‏ بْنِ‏ هَمَّامٍ‏ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: ...».

[7] . کتاب: خمس، سال: دوم(۷۵-۷۶)، جلسه: ۱۰۹. [۱۹] ـ برای یافتن این موارد به معجم الرجال مرحوم آقای خویی‏ باب اسماعیل بن همام و باب الکُنی (ابو همام) رجوع شود.( معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، ج۴، ص: ۱۱۰؛ ج۲۳، ص: ۸۹ ).

[8] . رجال البرقی - الطبقات، ص: ۵۱،« .... أبو همام، و هو إسماعیل‏ بن‏ همام‏».

[9] . البته اسماعیل در رجال برقی در زمرهی اصحاب موسی بن جعفر (علیه السلام) شمرده شده که اشتباه است، همان طور که این اشتباه در مورد ۲۰۰ نفر رخ داده و منشا این اشتباه مطمئنا این است که اوراقی از این کتاب که جاوی دویست نفر از اصحاب امام رضا (علیه السلام) بوده جدا شده و بعدا به اشتباه در اصحاب موسی بن جعفر (علیه السلام) گذاشته شده است.

[10] . کتاب: خمس، سال: دوم(۷۵-۷۶)، جلسه: ۱۰۹.

[11] . کتاب خمس، سال: دوم(۷۵-۷۶)، جلسه: ۱۰۹.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی