بررسی معاوضه‌ای بودن قرض و مقايسه آن با بيع

مرحوم سيد در مسأله 25 فصل ششم اجاره، اجاره بدون صیغه و تعیین اجرت را اجاره معاطاتی ندانسته و آن را نظیر تملیک بالضمان دانسته است، ایشان برای تملیک بالضمان به قرض مثال زده است، البته با این فرض که قرض از معاوضات نباشد. سوالی که به ذهن خطور می کند این است که چه چیزی منشأ شده است که قرض از قبیل معاوضات نباشد و چه فرقی بین آن و بیع است؟، در حالی‌که در بیع ده تخم مرغ مقابل ده تخم مرغ و قرض دادن ده تخم مرغ، آنچه تملیک می‌شود عين خارجى است و آنچه عوض قرار مى‏گيرد، شیء‌ای است که به نحو کلی به ذمه...

ادامه مطلب...

جواز نیابت از حیّ در نماز زیارت

قاعده اولی: عدم جواز نیابت نیابت به این معناست که انسان خود را در عملی که قصد نیابت دارد نازل منزله دیگری قرار دهد، به‌گونه‌ای که گویا منوبٌ‌عنه عمل را انجام می دهد، و اینکه نائب نماز بخواند به حساب منوب‌عنه گذاشته شود مانند این است که منوب‌عنه مریض است و با خوردن دارو توسط نائب، او خوب شود، ار ابن‌رو نیابت خلاف قاعده اولی است و صحت آن نیازمند دلیل تعبدی است، در برخی موارد مثل نیابت از اموات در عبادات و نیابت از أحیاء در زیارات، چنین دلیلی وارد شده و در برخی موارد مانند نیابت از...

ادامه مطلب...

وجوب یا استحباب عقیقه؟ (بخش دوم)

در بخش اول این مقاله ضمن بررسی دلیل اجماع و کتاب مبنی بر وجوب عقیقه کردن برای کودک، این دو دلیل برای قول به وجوب معتبر دانسته نشد. در گام بعدی به بررسی روایات این بحث پرداختیم و طایفه اول روایات، یعنی «روایاتی که عقیقه کردن را در کنار امور مستحبی دیگر ذکر کرده‌اند» بررسی نمودیم. در ادامه به بررسی اصناف دیگر روایات در این باب می‌پردازیم و در انتهای بحث به نتیجه گیری خواهیم پرداخت:   ب) روایات ارتهان در دسته دیگری از روایات هر مولودی مرتهن به عقیقه دانسته شده است. از جمله این روایات عبارتند از:...

وجوب یا استحباب عقیقه؟ (بخش اول)

فقهای امامیه بر فضیلت عقیقه اتفاق نظر دارند، همانطور که انجام عقیقه را در روز هفتم مستحب مؤکّد می‌دانند. اما بحث در این است که آیا عقیقه کردن برای نوزاد صرفا مستحب است یا این اهمیت به درجه وجوب می‌رسد؟[1] هر دو قول به وجوب و استحباب در بین فقها طرفداران جدّی دارد: 1. قول به وجوب: بزرگانی همچون ابن جنید[2]، سید مرتضی[3]، فاضل آبی[4]. 2. قول به استحباب: علامه حلّی،[5] فیض کاشانی[6]، سبزواری[7] و اکثر متأخرین.   بررسی ادلّه اجماع مرحوم سید مرتضی به اجماع استدلال نموده‌ است.[8] به نظر می‌رسد همانطور که بزرگانی همچون آیت‌‎الله شبیری زنجانی...

بحثی درباره وثاقت ابو خدیجه سالم بن مکرم جمّال

سالم بن مکرم، معروف به ابو خدیجه از یاران امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) و واسطه نقل روایاتی از ایشان است. [1] این روایات در موضوعات فقهی همچون نماز میّت[2]، لقطه[3]، نکاح[4]، خمس[5] و همچنین موضوعات اخلاقی و اعتقادی[6] وارد شده است. از سخنانی که ابو خدیجه واسطه نقل آن بوده است، روایتی است که در آن شیعیان از ارجاع تخاصم به حکّام جور منع می‌شوند.[7]   تضعیف در برابر توثیق نکته‌ای که ابو خدیجه‌ را به یکی از راویان بحث بر انگیز تبدیل کرده است آن است که از یک سو نجاشی  ایشان را توثیق و حتی تعبیر «ثقة...