بررسی و نقد کلمات اهل سنّت در تحریم متعه-2

اشاره

در بخش اول این مقاله به بررسی برخی توجیهات وارد شده از سوی علمای اهل سنت درباره این سخن عمر که «متعتان محلّلتان فی زمن رسول الله و أنا احرّمهما» پرداختیم. در ادامه به بررسی روایات تحریم متعه در کلمات اهل سنت می‌پردازیم. 

 

بررسی روایات تحریم متعه در جوامع حدیثی اهل سنت

در منابع اهل سنت از پیامبر(ص) برخی از روایات در باب تحریم متعه نقل شده است. برای نمونه شوکانی از احمد و ابوداود نقل می‌کند:

«ان رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم في حجة الوداع نهى عن نكاح المتعة»[1]

همین مضمون در روایات دیگری نیز نقل شده است.[2] البته ممکن است ادعا شود که با عنایت به کثرت این مضمون در روایات اهل سنت، این مضمون به درجه استفاضه یا تواتر معنوی یا اجمالی رسیده و اطمینان به اصل مضمون آنها حاصل می‏گردد. همچنان که برای اثبات سخاوت حاتم چه بسا هیچ یک از ماجراهای سخاوت وی با سند معتبر نقل نشده باشد؛ ولی از مجموع این روایات، انسان مطمئن به سخاوت حاتم می‏گردد.

اما باید در نظر داشت که اولا محل بحث ما با مثال سخاوت حاتم تفاوت دارد. چرا که در این مثال بین روایات مختلف حاکی از سخاوت حاتم تضادی وجود ندارد و ممکن است همگی صادر شده باشند، ولی اگر احادیث مختلف خود دارای تضاد یا تناقض باشند، چه بسا از اجتماع آنها هم اطمینان به صدور اجمالی برخی از آنها هم حاصل نمی‌گردد.

ثانیا در این مسأله انگیزه مشترک برای جعل حدیث برای راویان مختلف وجود دارد. قصد تطهیر خلیفه دوم از سوی مریدان وی، خود می‏تواند سبب جعل این احادیث باشد. باید در نظر داشت که یکی از شرایطی که در خبر متواتر ذکر  شده این است که تواطیء آنها بر کذب ممتنع باشد.[3]

البته در تواتر لفظی که همه راویان یک لفظ را نقل کرده‏اند، در صورت کذب حدیث، باید تمام راویان از کار یکدیگر با خبر بوده باشند تا بتوانند حدیثی را بعینه و با الفاظ واحد جعل کرده باشند؛ ولی در تواتر معنوی یا تواتر اجمالی چه بسا هیچ یک از راویان از تصمیم دیگری با خبر نباشد، ولی انگیزه مشترک همه را به جعل حدیث وا داشته باشد.

در مورد بحث ما چون الفاظ احادیث یکسان نیست ادعای تواتر لفظی منتفی است، بنابراین تنها ادعای تواتر معنوی یا اجمالی می‏تواند مطرح باشد که وجود انگیزه مشترک بر جعل حدیث، خود مانع حصول اطمینان از کثرت احادیث می‏گردد.

ثالثا در هر یک از این روایات یک نفر به عنوان بیان کننده حکم تحریم معرفی شده است. مثلا در یک روایت به امیرالمؤمنین(ع) نسبت داده شده و در روایت دیگر خود پیامبر آن را نقل نموده است. در صورتی که اگر این حدیث صحیح بود، باید دقیقا مشخص می‌شد که چه کسی این کار را کرده است؟

رابعا یکی از این روایات اینگونه روایت می‌کند که خود پیامبر(ص) در حجة الوداع در بین رکن و مقام ایستاده و تحریم متعه را اعلان کردند.[4] اما سؤال اینجاست که در حجه الوداع که جماعت بسیار زیادی حضور داشته‏اند، چگونه ممکن است که راوی حدیث تنها یک نفر باشد؟! بلکه در چنین مواردی انحصار راوی به یک نفر، عادتاً نشان می‏دهد که حدیث جعلی است.[5]

 

نتیجه بحث

احادیث نقل شده توسط  اهل سنت مبنی بر تحریم متعه به دلایل مختلف صلاحیت استناد برای حکم تحریم را ندارند. ضمن آنکه باید در نظر داشت که تحریم متعه، به هیچ وجه با مفاد حدیث ثقلین همخوانی ندارد؛ چرا که این روایت مسلّم، ما را به پیروی از قرآن و اهل بیت می‌خواند ولی عمر مدعی بود که تنها به کتاب خدا اتکا دارد.[6] و با توجه به اتفاق اهل بیت و عترت پیامبر بر حلیت متعه[7]، احادیث تحریم متعه بی‏اعتبار است.

 

 

در همین باره:

بررسی و نقد کلمات اهل سنّت در تحریم متعه-1

 



[1] . نیل الاوطار، الشوکانی، ج6، ص 269

[2] . برای نمونه ن.ک: نيل الأوطار، ج6، ص 143؛ و روض الانف، ج2، ص 238

[3] . الانتصار، العاملی، ج6، ص 410

[4] . الدر المنثور، جلال الدین سیوطی، ج2، ص 140: أخرج ابن أبي شيبة وأحمد ومسلم عن سبرة قال رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم قائما بين الركن والباب وهو يقول يا أيها الناس انى كنت أذنت لكم في الاستمتاع الا وان الله حرمها إلى يوم القيامة فمن كان عنده منهن شئ فليخل سبيلها ولا تأخذوا مما آتيتموهن شيئا

[5]  . الذریعة إلی أصول الشریعة ؛ ج‏۲ ؛ ص۳۹: «شرط فیه أن تکون‏ العادة تمنع من ضعف مثله، و توجب‏ استمرارالشّیاع و الإذاعة فیه».

۳. العدة فی أصول الفقه ؛ ج‏۱ ؛ ص۹۲: «یکون المخبر عنه مما لو کان علی ما تناوله الخبر لکانت الدواعی تقوی إلی نقله، و قد جرت العادة بتعذر کتمانه، فإذا لم ینقل ذلک نقل مثله علم کذبه، و هو أن یخبر المخبر بحادثة عظیمة وقعت فی الجامع، و رؤیة الهلال و السماء مصیحة، فی أنه إذا لم یظهر النقل فیه علم أنه کذب‏».

[6] . مجموعة فتاوی ابن تیمیة، ج 17، ص 41: حسبنا کتاب الله

[7] . ن.ک: وسائل الشیعة، ج 25، ص 5: ابواب المتعة، باب اول اباحتها وسائل الشيعة؛ ج‌21، ص: 5:مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْمُتْعَةِ- فَقَالَ نَزَلَتْ فِي الْقُرْآنِ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً- وَ لٰا جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ فِيمٰا تَرٰاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ .

 

 

 

اضافه کردن نظر