خالد بن حجاج الکرخی

خالد بن حجاج برادر یحیی بن حجاج و اهل کرخ، از محله‌های شیعه نشین بغداد بوده است. در بعضی کتب رجال از او با عنوان خالد بن حجاج الکرخی یاد شده كه گاهی كلمه «الكرخی» به «الكوفی» تصحیف شده است.[1]

در مورد وثاقت خالد بن حجاج، برخی حکم به عدم توثیق او توسط رجالیین کرده‌اند. به عنوان نمونه، مرحوم آقای خوئی[2] و رجال مامقانی[3] وثاقت او را ثابت ندانسته‌اند و قاموس الرجال که کلام مامقانی را نقد می‏کند نیز نسبت به این جهت بحثی نکرده است. خلاصه اینكه خالد بن حجاج، در كلام این رجالیون به عنوان یک فرد مجهول ذکر شده است. از طرف دیگر، خالد بن حجاج كثیر الروایة هم نیست تا بتوان از طریق كثرت روایت، اعتبار او را اثبات نمود.

با این وجود، به نظر می‌رسد خالد بن حجاج ثقه است و مسیرهایی برای اثبات وثاقت او وجود دارد.

 

راه‌های اثبات وثاقت

1. توثیق نجاشی

برخلاف آنچه ادعا شده است، اینگونه نیست که قدماء رجالی مطلبی در مورد وثاقت خالد بن حجاج نگفته باشند؛ بلکه نجاشی در ذیل ترجمه یحیی بن حجاج مطلبی دارد که ظاهر آن توثیق خالد بن حجاج است.

برای توضیح مطلب لازم است به این مقدمه اشاره شود كه نجاشی در موارد مختلفی اینگونه تعبیر می‌كند كه «فلانٌ ثقة و ابوه» یا «فلانٌ ثقةٌ و اخوه»؛[4] از نظر ادبی، در اینگونه موارد یا باید بگوییم: «ثقة هو و ابوه» و ضمیر را دو مرتبه تکرار کنیم و یا فاصله قرار بدهیم و بگوییم: «ثقة کوفی فلان و ابوه»؛ اما «نجاشی» «ثقة و ابوه» بکار می‌برد و عطف به ضمیر متصل مرفوع را بدون فصل جایز می‌داند. با توجه به این نكته، می‌توان در كلام نجاشی توثیقاتی را به عنوان توثیقات ضمنیه به دست آورد. قاموس الرجال نیز به همین مطلب درباره ادبیات نجاشی اشاره كرده است.[5] 

یکی از این موارد در كلام نجاشی، ترجمه یحیی بن حجاج الکرخی است. نجاشی می‌گوید: «یحیی بن الحجاج الکرخی بغدادی ثقة و أخوه خالد روی عن أبی عبد الله علیه السلام له کتاب».[6]

طبق یک احتمال در این عبارت که احتمال ضعیفی است، فاعل «روی»، «اخوه خالد» است و مراد این است كه آنكه از از ابی عبدالله علیه السلام روایت می‌كند «خالد» است و «یحیی» مستقیما حضرت را درک نکرده و اگر روایتی از حضرت دارد، به واسطه‌ی برادرش می‌باشد؛ چه اینكه در تمام روایاتی كه یحیی بن خالد در كتب اربعه دارد، «خالد» واسطه بین او و ابی عبدالله علیه السلام است و تنها در یك روایت یحیی مستقیما از امام نقل می‌كند كه آن نیز مخدوش است و «خالد بن حجاج» از سند افتاده است؛ زیرا روایات دیگری با مضمونی نزدیك به این روایت وجود دارند كه «یحیی» به واسطه‌ی «خالد» آنها را نقل می‌كند. با توجه به اینکه این روایات راجع به یک موضوع هستند و در باب نقل به معنی هم کم و زیاد و اضافات واقع می‌شود، احتمال وحدت روایات قابل ملاحظه است و قهراً راوی این روایت نیز خالد بن حجاج است كه در سند روایت سقط شده است. مرحوم آقای بروجردی هم در ترتیب الاسانید کافی راجع به این روایت متمایل به سقط خالد بن حجاج شده‌اند. خلاصه اینكه طبق این احتمال، وثاقت خالد بن حجاج از عبارت نجاشی استفاده نمی‌شود و تعبیر «ثقة» تنها برای «یحیی» اطلاق شده است.

اما احتمال دیگری نیز در این عبارت وجود دارد كه مبتنی بر مقدمه‌ای است كه پیش از این بیان گردید؛ با توجه به روش نجاشی در عطف اسم ظاهر بر ضمیر مستتر، ظاهر عبارت این است كه «اخوه خالد» عطف بر ضمیر مستتر است و مراد این است كه «یحیی بن الحجاج ثقة هو و اخوه خالد»؛ بنابراین، فاعل «روی»، «یحیی» است نه «اخوه خالد». علاوه بر اینكه بعید است که نجاشی اصلا درباره عنوان مترجَم چیزی نگفته باشد و سراغ برادر او برود و بگوید كه او از ابی عبد الله (علیه السلام) روایت می‏کند.

طبق این بیان، روی عن ابی عبد الله (علیه السلام) به خود مترجم، یعنی یحیی، ناظر است و «ثقة و اخوه» در اینجا همانند تعابیر دیگر نجاشی است؛ در نتیجه، «اخوه» عطف بر ضمیمر مستتر می‌باشد و هم یحیی و هم خالد توسط نجاشی توثیق شده‌اند.

2. نقل با واسطه ابن ابی عمیر و صفوان از خالد بن حجاج

با توجه به مجموعه روایاتی كه از خالد بن حجاج وجود دارد، ابن ابی عمیر و صفوان بن یحیی راوی مع الواسطه‌ی خالد بن حجاج هستند[7] و این نكته، ممكن است مسیرهای دیگری برای توثیق خالد بن حجاج باز نماید.

یك مسیر، وثاقت مشایخ ابن ابی عمیر و صفوان بن یحیی است. توضیح آنكه برخی تمام مشایخ ابن ابی عمیر و صفوان بن یحیی را، اعم از مشایخ مستقیم و مشایخ باواسطه ثقه می‌دانند. لازمه‌ی این مبنا، وثاقت خالد بن حجاج خواهد بود. اما طبق تحقیق، تنها مشایخ مستقیم این دو ثقه هستند و در نتیجه، نمی‌توان برای توثیق خالد بن حجاج از این مسیر استفاده نمود.

مسیر دیگر، وثاقت مشایخ اصحاب اجماع است. توضیح آنكه طبق دیدگاه مشهور، در صورت وجود اصحاب اجماع در سند و صحت سند تا اصحاب اجماع، خبر معتبر است و وثاقت یا ضعف مابقی سند اهمیت ندارد. اما برخی، همچون محدث نوری[8]، پا را فراتر از این گذاشته و علاوه بر تصحیح روایت، تمام مشایخ اصحاب اجماع را نیز ثقه قلمداد كرده‌اند. البته این دیدگاه نیز مورد قبول نیست اما در صورت قبول آن، مسیر توثیق خالد بن حجاج هموار خواهد بود.

نتیجه

با توجه به مطالب گذشته، روشن شد كه اگر چه برای اثبات وثاقت خالد بن حجاج، نمی‌توان از نقل با واسطه‌ی ابن ابی عمیر و صفوان استفاده نمود؛ اما با استناد به ظاهر كلام نجاشی، وثاقت خالد بن حجاج الكرخی قابل اثبات است و ادعای برخی مبنی بر مجهول بودن وی، قابل قبول نیست.



[1]. به عنوان نمونه:‌ رجال الطوسي (جامعه مدرسين)، ص: 198؛ خالد بن الحجاج الكرخي (الكوفيّ خ ل).

[2] المستند فی شرح العروة الوثقی، الإجارة، ص۴۳۳: «(خالد بن الحجاج) و لکنه لم یوثق»

[3] تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۲۵، ص۸۷: «الا ان حاله مجهول»

[4]. به عنوان نمونه: رجال النجاشي، ص: 126؛ جعفر بن يحيى بن العلاء أبو محمد الرازي‏ ثقة، و أبوه أيضا - رجال النجاشي، ص: 437؛ هارون بن خارجة كوفي، ثقة و أخوه مراد.

[5]. قاموس الرجال، ج‏1، ص: 35؛ أنّه [النجاشی] يجوّز العطف على المرفوع المتصل من غير فصل، فقال في الحسن بن عطية «ثقة و أخواه أيضا». و قال في الحسن بن السري- بتصديق الخلاصة و ابن داود- «ثقة و أخوه عليّ رويا ...» و قال في بسطام بن الحصين «كان وجها من وجوه أصحابنا و أبوه و عمومته و كان ...» و قال في إسحاق بن عمّار بن حيّان «ثقة و إخوته يونس و يوسف و قيس و إسماعيل و هو في بيت كبير» و قال في أبي قتادة عليّ بن محمّد بن حفص «و كان ثقة و ابنه أبو الحسن بن أبي قتادة الشاعر و أحمد بن أبي قتادة، أعقب ...».

و يتفرع عليه فهم وثاقة جمع لم يعنونوا مستقلا أو لم يوثّقوا في عناوينهم.

[6] رجال النجاشی - فهرست أسماء مصنفی الشیعة، ص: ۴۴۵

[7]. به عنوان نمونه: الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 522؛؛ َحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ الْكَرْخِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع‏ - الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 187؛ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏.

[8]. ر.ك: خاتمة المستدرك، ج‌7، ص: 22 و ما بعد آن.

اضافه کردن نظر