حرمت کشف زینت زن مسلمان نزد زنان کفار - بخش دوم

بر حرمت کشف زنان مسلمان در مقابل زنان کفار و اهل کتاب به آیه شریفه «وَ لاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ... أَوْ نِسَائِهِنَّ»[1] استدلال شده است که اگر مراد از «نسائهن» مؤمنات باشند این آیه می‌تواند دلیل بر عدم استثنای زنان کفار و اهل کتاب باشد تا کشف در مقابل آنان تحت «لا یبدین» باقی بماند. از این‌رو سه احتمال در «نسائهن» بررسی و ردّ شد، در این نوشتار احتمال اراده زنان ملازم و زنان مؤمن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

احتمال چهارم: ملازمان

مرحوم سيد در عروه احتمال داده است كه مقصود از نسائهن «همراهان زن» باشد: «لاحتمال كون المراد من نسائهن الجوارى و الخدم لهنّ من الحرائر»‌[2] در روايات بسيارى، نساء مضاف به معناى ملازمان و اطرافيان به كار رفته است مثلًا هنگامى كه جعفر طيار به شهادت مى‌رسد، پيامبر (ص) به حضرت فاطمه (س) دستور مى‌دهد كه به‌ زيارت همسرش اسماء بنت عميس برود و از وى پذيرائى كند: «امر فاطمة أن تأتى اسماء بنت عميس و نساءها» يعنى خود حضرت فاطمه (س) و زنان همراه و ملازم با وى (اصحاب او) به نزد اسماء بروند. با توجه به کثرت استعمال در این معنا اگر در تركيب «نساء مضاف به اشخاص» نوعى اختصاص باشد، بايد مراد از آن را ملازمان گرفت.

این احتمال از دو جهت تمام نیست:

اوّل: اگر مورد استثناء در نسائهن همراهان زن باشد، زن‌هاى مسلمان كه از همراهان او نيستند از مستثنيات خارج بوده و قهراً داخل در مستثنى منه مى‌باشند، در حالی كه بين زنهاى مسلمان فرقى نيست و غير همراهان هم مثل همراهان هستند و كشف نسبت به همۀ آنها جايز است.

دوم: در صورت شمول نسائهن نسبت به همه همراهان زن، حتی جوارى، استثناء بعدى كه عطف شده است «أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ» و مربوط به اماء است بی‌وجه می‌شود، مگر اینکه به مملوكى كه اصلًا سر و كارى با شخص ندارد حمل شود که بعید است.

احتمال پنجم: زنان مؤمنه

مراد از نسائهن با توجه به خطاب آيه به مؤمنات، زنان مؤمن است. اين نظر قائلین زیادی دارد از جمله شيخ طوسى در تبيان[3]، طبرسى در مجمع البيان[4]علامه طباطبايى در الميزان[5]، فاضل هندی در کشف اللثام.[6] با توجه به چند امر قوت این احتمال روشن می‌شود:

امر اول: ظهور آیه شریفه در مؤمنات

این احتمال با ظهور اوّلى آيه سازگاری دارد و با توجه به خطاب ابتدایی آیه به مؤمنات مراد از نسائهن زنان مؤمنه است. مصحح بیان نساء مؤمنات به صورت اضافه (به جای مؤمنات، نسائهن در آیه ذکر شد)، تبیین خصوصيت ايمانى است؛ تمام مؤمنين واحدند، به يكديگر تعلق دارند. تمام زنان مؤمنه به فرد فردشان مرتبط هستند، لذا آيه مى‌فرمايد: هر زنى مى‌تواند زينتش را به زنانش (يعنى زنانى كه با او هم كيش هستند) نشان دهد.

امر دوم: عدم تضییق نساء به ارحام، حرائر و ملازمین طبق احتمال مؤمنات

به موجب احتمالات حرائر يا ارحام يا ملازمين، حكم مذكور در آيه يعنى جواز ابداء زينت به افرادى خاص (حرائر يا ارحام يا ملازمين) اختصاص مى‌يابد، در حالى كه طبق احتمال مؤمنات، حكم در آیه اختصاصى به موارد مذکور ندارد و تفصیل در بین مؤمنات ایجاد نمی‌کند.

امر سوم: سازگاری معنای مؤمنات با معانی  «ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ»

معنای مؤمنات از نسائهن با معانی مذکور برای« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ» سازگاری دارد؛ در صورت اراده خصوص اماء از ملکت ایمانهن، مفهوم آيه اين خواهد شد كه اى زنان مؤمن شما ابداء زينت نكنيد مگر در برابر زنان مؤمن چه حره باشند و چه امه و نيز مملوكه خود چه مؤمنه باشند و چه كافره. با توجّه با اينكه مملوكۀ زن با وى سر و كار دارد، هر چند مسلمان هم نباشد، شئون وى اقتضا دارد كه زن بتواند در برابر مملوكه خود مكشوف الرأس باشد لذا ابداء زينت براى وى جايز است. در صورت اراده اعم از عبید و اماء از "ملکت ایمانهن" نيز، خللى در مفهوم آيه ايجاد نمى‌شود و اين تعبير علاوه بر اماء شامل عبيد مملوك نساء نيز مى‌گردد.[7]

امر چهارم: عدم مخالفت این احتمال با سیره

شاید گفته شود سيره بر اين جارى بوده است كه زن‌هاى مسلمان از زنهاى كافر اجتناب نمى‌كرده‌اند و با آنها اختلاط داشته‌اند لذا اختصاص نسائهن به مؤمنات مخالف سیره است.

ولی اثبات چنين سيره‌اى، بسيار مشكل است؛ زیرا بسيارى از فقهاى شیعه آن را جايز نمى‌دانسته‌اند و نسائهن را در آيه شريفه بر مسلمات حمل كرده‌اند، لذا‌ اتصال آن به معصوم ثابت نیست، بلکه قدر مسلم سیره پوشش نداشتن زنان مسلمان در برابر کنیزان غیر مسلمانشان بوده است که امکان تعدی از جواز در کنیزان به سایر زنان کفار صحیح نیست؛ زیرا با توجه به كارهاي کنیزان در خانه، امكان ستر برای آنها نبوده است و همچنین موالی تحت اختيار مالكين مسلمان بوده­اند و غالب موالى در ابتدا كافر بودند و بعد مسلمان مى‌شدند، لذا با توجه به عدم این دو امر در زنان کافر، دليلى بر جواز اختلاط نیست و شايد شارع مقدس نخواسته است كه در اثر اختلاط زن‌هاى مسلمان با زن‌هاى كافر، اخلاق آنها به مسلمانان سرايت كند و يا برخى از مسائل ديگر آنها به زن‌هاى مسلمان منتقل شود.

نتیجه گیری:

پنج احتمال در آیه بیان شد: مطلق زنان اعم از امه و حره و اعم از مؤمنه و کافره، زنان حره، زنان ارحام و بستگان، زنان ملازم و زنان مؤمنه. عمده وجه بر اعتبار زنان مؤمنه ظهور آیه شریفه در مؤمنات است. این وجه سازگاری با  ما ملکت أیمانهن دارد و مخالفتی با سیره مسلمین ندارد( سیره ای بر عدم حجاب زنان مؤمنه از زنان کفار و اهل کتاب ثابت نیست). هم چنین این قول تفصیل در بین زنان مؤمنات که عرفا قابل قبول نیست، ندارد.

 
 *****
بخش اول مقاله: حرمت کشف زینت زن مسلمان نزد زنان کفار - بخش اول

[1] نور؛ 31.

[2] العروة الوثقى (للسيد اليزدي)؛ ج‌2، ص: 802

[3] التبيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 430

[4] مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 217

[5] الميزان في تفسير القرآن، ج‏15، ص: 112

[6] كشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحكام، ج‌7، ص:23 و 24

[7] آیت الله زنجانی برای امکان ابداء زینت زنان مالک برای عبید خود بحث مفصلی  ذکر می‌فرمایند و دو قول راجع به آن ذکر می‌کنند و بیان می‌کنند که حکم آن جواز است. در این نوشته به همین مقدار که معنای مؤمنات با هر دو قول سازکاری دارد، اکتفا شده است.

اضافه کردن نظر