بررسی دلالت آیه ﴿وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ...) بر حرمت نکاح کتابیه

برای حرمت نکاح کتابیه به آیات متعددی استدلال شده است که از جمله آنها آیه شریفه: ﴿وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ...﴾[1] می باشد. استدلال به این آیه از ابتکارات صاحب جواهر است[2] که به سه تقریب قابل بیان است.

تقریب اول

مقدمهی اول: آيه شريفه به مرداني كه توانایی مالي براي ازدواج با زنان حرّهی عفيفهی مؤمنه را ندارند، دستور داده است که با کنیزان مومن ازدواج کنند.

مقدمهی دوم: از مفهوم وصف ﴿فيتاتكم المؤمنات﴾ معلوم مي‏شود كه براي مردان مورد نظر، تنها ازدواج با کنیزان مؤمن جايز است و ازدواج با غير آنها، از جمله‎ زنان حرّهی اهل كتاب، جايز نيست.

مقدمهی سوم: با توجه به یکی از نکات زیر می‎توان حرمت را نتیجه گرفت:

 الف. به اولویّت عرفیّه، ازدواج مردانِ دارای استطاعت، با زنان کتابی جایز نخواهد بود.

 ب. به اقتضای اجماع و قول به عدم فصل، در عدم جواز ازدواج با اهل کتاب بین حالت تمکّن از ازدواج با حرّهی مؤمنه و عدم تمکّن فرقی نیست؛ لذا اگر در حالت عدم تمکّن جایز نیست در حالت تمکّن هم جایز نخواهد بود. [3]

ممکن است اشکال شود استدلال به آیه در این تقریب ، تابع مفهوم داشتن وصف است كه معمولاً كسي آن را نمی پذیرد. لیکن در پاسخ باید گفت اگر متكلم در مقام بيان حصر باشد نمي‏توان گفت وصف، مفهوم ندارد. ازین رو تمام افرادي كه منکر مفهوم لقب هستند، در مقام بيان حصر، آن را می پذیرند. برای مثال، چنان‌چه در جواب از سؤال «ما الذي لاينجسه شي»، گفته شود «كرّ»، قطعا مفهوم ثابت خواهد بود زیرا متکلم، در صدد بیان مثال یا مانند آن نبوده است، بلكه در مقام بيان ضابطه براي ماء معتصم چنین پاسخی داده است.

بنابرین در این آیه، که در مقام بیان موارد ازدواج حلال صادر شده است، گفته شده است که اگر حرهی عفيفه مؤمنه موجود بود، برای ازدواج مقدم است و در غیر این صورت، با کنیزهای مؤمنه ازدواج کنید و با توجه به مقام صدور این آیه، وصف قطعاً دارای مفهوم خواهد بود و می‎فهماند كه اگر ازدواج با كفّار جايز بود بیان می شد به همین دلیل، عدم ذكر غير مؤمنه دليل بر عدم صحّت ازدواج با زن کافر است.

تقریب دوم

بر خلاف آنچه از عبارت صاحب جواهر استفاده مي‏شود، استدلال متوقف بر مفهوم وصف نیست، بلكه حتّي بر اساس عدم قول به مفهوم وصف، نیز امکان استدلال به آیه با تقریب صاحب جواهر وجود دارد.

زیرا منظور از ثبوت مفهوم برای شرط، وصف و مانند آنها، انتفاء «سنخ حكم ثابت در منطوق» است و اما انتفاء «شخص حكم ثابت در منطوق»، مدلولی است كه منطوق كلام آن را افاده كرده و ربطي به مفهوم ندارد. برای مثال، در جمله «اكرم العلماء العدول»  سنخ و طبيعي «وجوب اكرام» براي غير علماء عدول به اقتضای مفهوم وصف، منتفی می شود اما اينكه اكرام علماء غير عادل موجب سقوط امر تعييني به اكرام علماء عدول نمي‏شود مطلبي است كه از خود امر تعييني به اكرام علماء عدول فهمیده می شود و ربطي به مفهوم وصف ندارد.

در محل كلام نيز مقتضاي تعيين خصوص جواز ازدواج با اماء مؤمنه، اين است كه نكاح با غير أمه مؤمنه در صورت عدم تمكن از ازدواج با حرّه مؤمنه، جايز نيست. نه اينكه عدم جواز از باب ثبوت مفهوم وصف باشد.

البته باید توجه داشت که این تقریب در صورتی کارگشاست که امر در آیهی شریفه به ازدواج با کنیزهای مسلمان، الزامی باشد؛ به عبارت دیگر، مفاد آیه این است که اگر بخواهید زنی را با ازدواج حلال کنید باید چنین کنید و این در واقع امری الزامى است که دارای وجوب شرطى است. در چنین صورتی، شخص الحکم برای انتفاء کافی است زیرا متعلق الزام شیئی خاص است که بدلى برای آن قرار داده نشده است و ازین رو جواز چيزهاى ديگر را نفى مى‏كند.

اما چنانچه مانند امر بعد از حظر، ترخیصی باشد[4] در اين صورت نفي صحت ازدواج‏هاي ديگر متوقف بر داشتن مفهوم خواهد بود؛ زيرا ترخيص در یک شیء، با رخصت در اشياء ديگر منافات و تضادي ندارد؛ بنابراین شخصالحکم نمی‎تواند رخصت در اشیاء دیگر را نفی نماید.

تقریب سوم

در این آیه، بين ازدواج با حرّهی مسلمان و ازدواج با کنیز مسلمان طوليّت برقرار شده است، به این معنا که ازدواج با کنیز در صورتی جائز است که ازدواج با حره، ممکن نباشد و اگر شخصی، با هر دو ازدواج کرد تنها در صورتی که از حره، اجازه گرفته باشد ازدواجش با کنیز، صحیح خواهد بود. حال، اگر قرار باشد ازدواج با زن کتابی جائز باشد باید پذیرفت که چنین طولیتی در مورد زن کتابی جاری نیست و شخص، می تواند با کنیز نیز ازدواج کند بی آن‌که از حره اجازه‌ای بگیرد، در حالی که هیچ فقیهی به چنین نظری ملتزم نشده است و این نشان می دهد که اساسا ازدواج با زن کتابی جائز نبوده است و گرنه باید طولیت در آن مورد نیز در آیه بیان می شد.[5]

------------------------------

*.برگرفته از جلسه 562 درس نکاح حضرت آیت الله شبیری زنجانی(دامت برکاته)

[1]. سوره نساء، آیه 25.

[2]. جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌30، ص: 28.

[3]. جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌30، ص: 28.

[4]. از اينكه در آيه مورد بحث، صيغه امر به كار نرفته است بلكه گفته شده: «من فتياتكم المؤمنات» كه به معناي «مرخص لكم فتياتكم المؤمنات» مي‏باشد، ترخیصی بودن ، به ذهن نزدیک تر است.

[5]. جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌30، ص: 28.

 

اضافه کردن نظر